تبلیغات
لیموسن
لیموسن
 
یکشنبه 29 بهمن 1396 :: نویسنده : ستاره بود
ارزش بعضی چیزها تنها در مفت بودن آن هاست؛ یعنی تا وقتی که مفت هستند و قرار نیست برای به دست آوردنشان هزینه ای کرد، خواهان دارند .

قبل از این که وارد مسابقه ای بشوی که محک بزنی چقدر می ارزی، ببین پاداش برنده چیست و قبل از آن از خودت بپرس که اینقدر می ارزی ؟! حتما شرایط قبل از مسابقه را فراموش کن، که وقتی چیزها بر سر مفت است، انتخاب ها و حرف ها ارزشی ندارند که شرایط مسابقه ای مهم است  و جایگاهت در چشم ها و قلب ها آنجاست که روشن می شود .


یا وارد این بازی نشو و خراب نکن چیزهایی که ساخته ای و بگذار همه چیز نرم و زیر پوستی پیش برود  ، یا مطمئن باش از ارزشی که در ذهنت از نگاه دیگران داری و آماده باش برای هر چیز و فراموش نکن که ارزش بعضی چیزها فقط در مفت بودن آن هاست .




نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 20 اسفند 1395 :: نویسنده : ستاره بود





نوع مطلب :
برچسب ها : تولدم، زرد، حسین صفا، چاوشی، گلدون، نغمه، لیمو،


چهارشنبه 6 بهمن 1395 :: نویسنده : ستاره بود

از دل برود هرآنکه از دیده برفت، حالا تکلیف منی که ندیده تو در دلم رفتی چیست؟

کجایی؟، بیا که باغ‌ها سرسبز گشته و میوه‌ها رسیده، فقط تو نیستی، حالا که همه چیز دارد درست می شود و باب میل می شود، حالا دارم به چیزهایی می رسم که بتوانم تو را حفظ کنم، حالا چیزهایی دارم که امثال من هم می تواند انتخاب تو باشد.

بین این همه خواسته و آرزوی گذری، فقط خواستن توست که دست از سرم بر نمی دارد و می تواند دیوانه ام کند و با وجود تمام استدلال هایی که هرکدامشان می تواند یاد تو را در وجودم نابود کند، گاهی چنان انگیزه ای را در من بجوشاند که در به در شهری شوم که شاید تو را در خود جای داده و از هر نشان و خاطره ای استفاده کنم که تو را پیدا کنم.

آهای تویی که همه چیز برایت شوخی و بازی بود، اصلا باورت می شود یک نفر از این فاصله اینقدر جدی به تو فکر می کند؟





نوع مطلب :
برچسب ها : لیمو، هواتو کردم، آهای خبر نداری، نغمه،


چهارشنبه 22 دی 1395 :: نویسنده : ستاره بود
رفته و من در نبودش بیشتر به تو فکر می‌کنم تا او، تویی که ندیم و دیدمش، لمس نکردم و کردمش، نبوییدم و بوییدمش. بعد از تو هر چیزی از دستم می‌رود یاد تو می افتم، هرکسی را از دست می‌دهم یاد تو می افتم، تویی که گم شدی و دیگر قرار نیست هرگز پیدا شوی...




نوع مطلب :
برچسب ها : رفته از دست، لیمو، گوگو، اولین، تجربه،


دوشنبه 1 شهریور 1395 :: نویسنده : ستاره بود
دوست عزیزی قابل دونستن و این شعر زیبا و متناسب با حال و هوای وبلاگ رو تقدیم بنده کردن؛ ضمن تشکر از آقای شعبانی به خاطر منتی که بر سر من گذاشتن، با افتخار این شعرو با اجازه ایشون تقدیم دوستان می کنم:

صدای هق هق باران هوای یک نفره
و جای خالی تو دست های یک نفره
تمام شهر پر از من که بی تو پرسه زدم
و اشکهای من از دردهای یک نفره
و خوب زیر گرفتی مرا که گربه شدم
کنار جاده ی بی انتهای یک نفره
شبی که سیب شدی و نچیدمت از خود
من آدمم که تویی آن حوای یک نفره
تو حس خوب کمی قبل و بعد طوفانی
تو شکل هق هق مردی صدای یک نفره
چقدر غصه کشیدم چه دودها خوردم
بدون آتش تختت فضای یک نفره
که التماس نکن قلب بی وفایش را
چقدر ضجه زده این گدای یک نفره
خدا الست مرا آفرید با تب او
و رفت و سوخت مرا آن دوای یک نفره

(شاهوشعبانی)




نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 36 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
درباره وبلاگ


میزبان : ستاره بود

نگارنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :