تبلیغات
لیموسن - حبه حبه تا کله قند
لیموسن
 
یکشنبه 1 آبان 1390 :: نویسنده : ستاره بود
بچه که بودم عادت داشتم که حبه های قند را بدون حضور چای و خالی ببلعم،هرکس که می دید چقدر نصیحتم می کرد،همیشه هم یک حرف را تکرار می کردند و می گفتند:"دندونات خراب میشه و مرض قند می گیری و ممکنه پاهات و قطع کنن....

اما گوشم بدهکار نبود و تا حدود 13 سالگی عاشق حبه قند خوری بودم،اما پس از آن این کار را ترک کردم و فقط گاهی به یاد آن دوران و برای تجدید نوستالژی،حبه قندی را از گلو به پایین می فرستادم،اما هیچ گاه نفهمیدم که این علاقه از کجا آمده بود...

تا اینکه در جشنواره فجر امسال،فیلمی به اسم "یه حبه قند" ظهور پیدا کرد که اتفاقا کارگردانش،کارگردان دو فیلم منتخب من در سرزمین آریایی مان بود،پس فهمیدم که این علاقه ی کودکی من به حبه های قند و بلعیدنشان،حکمتش این بوده که بعدها سیدرضا میرکریمی،فیلمی با اسم عشق کودکی من خواهد ساخت که عشق دوران جوانی من خواهد شد...

در کودکی عشق ها از جنس مادی و خوردنی و ترجیحا شیرینی بود و حالا همان ها با افزایش سنم به شیرینی شیرین تری از جنس هنر و فرهنگ تبدیل شده تا من برای این دوره هم عشقی داشته باشم و یه حبه قندی....

و امروز بالاخره به این معشوق جدید و دیرینه ام  رسیدم و آن قدر محو تماشایش شدم که وقت نشد که درست ببینمش و با تمام وجود ذره ذره شیرینی آن را بچشم و یه حبه قند میرکریمی را در تمام تلخی های اخراجی ها و شیش و بش ها و جدایی ها،حل کنم و با لذت سر بکشم...

چقدر خوب است که سینما رفتن،سهمیه ای نیست و هنوز برای از ما بهتران نیست و می توانی چند باره و چند باره بروی و یه حبه قند را ببینی و از این نترسی که فردا چه انگ هایی به دنبالت لشگرکشی می کنند....

نه سیاسی است و نه سیاه نمایی،و بازیگرانش برای  نشان دادن اندام و چشم های قشنگشان،خودشان فیلم نامه را نمی نویسند،و نه کارگردانش متوهم است که خود را و اثرش را الگویی برای جهانیان و جامعه ی بشری بداند و نه برای فهمیده شدن اثرش لازم باشد که خودش را هم با منگنه به فیلم ضمیمه کند که لازم باشد هرجا که خواستند فیلمش را نقد کنند،خودش را برساند و با فریاد و تهمت به دیگران به داد فیلم مبتذلش برسد...

یه حبه قند فیلمی است که برای ماندن ساخته شده و دایره المعارف شدن،آن هم نه با تبلیغات و سیاسی بازی و انواع رانت ها،که یه حبه قند را خود مردم،در سینه هاشان حفظ خواهند کرد،آن هم بی ادعا و با نگاهی برگرفته از مذهب ناب ما به دور از توهمات و تفسیرهای مبتذل شخصی از این مذهب تنها و غمگین و منزوی...

میرکریمی جان،آرزو دارم که یه حبه قندت آن قدر بفروشد که همین طور یه حبه قندهای دیگر هم از مغز درست و شیرین مذهبی تو تراوش کند،تا کمی هم که شده،زهرمارهای دیگر را بتوان تاب آورد  و خوش بین بود و به این فکر کرد که میرکریمی هم هست،آن ها هم باشند...

کاش می شد که میر کریمی،تو را تکثیر کرد و از یه حبه قندهای میرکریمی ها یک کله قند ساخت و بعدها،کارخانه ای از قند و بعدها....

یه حبه قند را ببینید و دیگران را هم با خود در این شیرینی شریک کنید و هرکس را هم دوست دارید به زور هم که شده،به سینما ببرید و مبادا که از شیرینی آن محروم شوید که یه حبه قندها در این زهرستان نعمتی از سوی خداست....

هر فیلمی سزاوار این همه تعریف نیست،حتی هنری ترین آن ها،که سینما و فیلم فقط هنر نیست که فیلم خوب یک عقیده و ایدئولوژیِ است که در قالب هنر،می خواهد حرف تاریخی و بزرگش را بگوید که میرکریمی از این لحاظ،اگر نگوییم،تنها کارگردان مذهبی فهیم و غیر متوهم ماست،اما بهترین کارگردانی است که هم از لحاظ هنری بالاست و هم به تمام معنا مسلمان است،البته نه از مسلمانانی از جنس آقای ایکس و ایگرگ...

سید عزیز ای کاش فیسبوک برای من بود،یا حتی گوگل!! می دانی چرا؟! آن وقت تا پایان اکران کودک شیرینت،صفحه اول من بیلبوردی می شد تا مهر او را به تمام دل ها پیشکش کنم و "یه حبه قند"ت را در تمام دل ها آب،تا....

یه حبه قند،ببخشید که باز این آرزو را تکرار می کنم که تقصیر من نیست،ملاکی ساخته شده به اسم باشگاه میلیاردی ها که این قدر قابل استناد شده که فراستی را مجبور می کنند که بنشیند و شیش و بش را نقد کند،نمی خواهد بگویی،خودم می دانم که این یعنی فاجعه!!!پس حالا حق دارم که آرزویم را تکرار کنم:

یه حبه قند برایت آرزو دارم که ارشد و سردسته این باشگاه کذایی و غیر معتبر هم شوی تا دهان خیلی هایی که به قولی عقلشان در صفرهای فروش هست را هم ببندی...

آمین





نوع مطلب :
برچسب ها :




نمایش نظرات 1 تا 30
 
درباره وبلاگ


میزبان : ستاره بود

نگارنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :