تبلیغات
لیموسن - برای برادرم اصغر....
لیموسن
 
جمعه 30 دی 1390 :: نویسنده : ستاره بود
دلگویه هایی تلخ و شیرین از زبان من به بهانه ی جایزه ی اخیر جناب اصغر فرهادی:

سلام برادر،اصغر جان....
اول باید بگویم که خیلی خوشحالم برایت و از صمیم قلب برای این موفقیت به تو و جامعه ی سینمایی البته فقط آن دسته که شعور دارند،و همچنین ملت ایران تبریک می گویم.
برادر عزیزم آن قدر کامت را از جایزه ای که گرفتی شیرین کن و آن قدر به چیزهای مثبت فکر کن که تلخی ها و نیش های آزار دهنده را که از برادران خودت گاهی که نه،مدام می شنوی را،در شیرینی آن حل کن و به کل فراموش کن،فقط کافی است به این فکر کنی که جواد نکونام وقتی که تو جایزه را گرفتی،گریه کرد و فکر کنی به اینکه که چقدر از هم وطن های تو قند در دلشان آب شد و برای مدتی هر چند کوتاه،خوشحال بودند و غرور از دست رفته ی خود را در آن مدت کوتاهی که روی سن بودی و از صلح گفتی و از عشق مردمت به صلح،باز یافتند.

برادرم;اصغر عزیزم
مبادا اشک بریزی از اینکه رسانه های هم کیشت،چشم دیدن خودت و جایزه ات را ندارند،مبادا غصه بخوری که از غصه بغض گلویم را می گیرد و می میرم،فقط برایشان دعا کن که از این بیماری و از این توهم خارج شوند که دنیا را از همه بیشتر،برای خودشان تلخ کرده اند.
اصغر آقا برادر عزیزتر از جانم،با اینکه من هم از فیلم اخیرت به خاطر دلایل خودم زیاد خوشم نیامد،ولی آن قدر دوستانه و عاطفی می خواهم برایت بنویسم که خدایی نکرده این نیش زبان ها تو را هم مثل برادران و خواهران دیگرم که هر روز به تعدادشان اضافه می شود،از این دیار خسته و خمود فراری ندهد،هرچه باشد این جا خانه ی ماست و دست من و تو باید این جا را آباد کند.
برادرم،بدان که ما پدر نداریم که وضعمان این است،که اگر پدر داشتیم نمی توانستیم هرچه که دلمان خواست بگوییم و هر تهمتی که دوست داشتیم به هم بزنیم،پدر دلسوز است،پدر جاذبه است،پدر گیر می دهد و دلسوزانه برای اعمال ما علت می خواهد،حرف پدر را می خوانند،پدر ستون خیمه ی خانه است،پدر نمی گذارد که فرزندان از خانه فراری شوند،پدر بین فرزندانش تبعیض قائل نیست،برای پدر اصغر،فرج الله،مسعود،گلشیفته،محسن،حامد،زهرا،عباس و...با هم فرقی ندارند،پدر فرزند معتادش را هم به اندازه ی فرزند نخبه ی با بصیرتش دوست دارد،پدر همه را می خواهد،پدر وقت می گذارد،پدر راه حل می گذارد جلوی پای فرزندانش،پدر وقتی فرزندانش کشتی می گیرند و دعوا می کنند یکی از آن ها را تشویق به زدن نمی کند،پدر موفقیت فرزندش را موفقیت خودش و خانواده می داند،خلاصه که پدر،پدر است.

حالا که ما بی پدریم و بزرگ تر نداریم که به دادمان برسد،پس اصغر جان،ای برادر جایزه گرفته و موفق این روزها،نوش جانت جایزه ات،دست های آنجلینا جولی پیر هم نوش جانت،الهی که جایزه ی اسکار را هم نوش جان کنی که من برای آن روز لحظه شماری می کنم و برایت آرزوی موفقیت می کنم.می خواهم برادرانه جای خالی پدر را برایت پر کنم و از محبت تو را سرشار کنم و در این محبت ها و کلمات محبت آمیز،بی مهری دیگر برادرانمان را برایت بپوشانم که نبینی،که بغض نکنی،که کمبود محبت نداشته باشی،که خانه ی خودت بدانی اینجا را برای همیشه،که فیلم بعدیت فیلمی باشد برای همین مفهوم جذب،محبت،وحدت،دلسوزی و تمام آن چیزهایی که ممکن است حال مارا بهتر از این  کند.
با این تفاسیر اگر باز دلت گرفت،به برادران خودت،مجید،رضا،پرویز،عادل،محمدرضا،جواد و ... نگاه کن و روحیه بگیر و اشک ها و بغض هایت را فراموش کن،و این روزها به صداو سیمای خودمان نگاه نکن که از بغض منفجر می شوی و این بیماری و این بی پدری را با تمام وجود حس می کنی که شاید طاقتش را نداشته باشی،اما این روزها به برادرانی هم نباید توجه کنی که مقصر خودشان نیستند و این بی پدری آن ها را به این روز انداخته،مثلا فرج الله را فعلا بی خیال که از همه بیشتر او از این بی پدری رنج می برد و خیلی این روزها به ترحم نیاز دارد.

در آخر باز می گویم که برادر عزیز و دوست داشتنی،اصغر آقای فرهادی جان،تبریک تبریک تبریک تبریک تبریک.....که همه ی این تبریک ها را به جای همه ی آنها که به تو تبریک نگفته اند از من بپذیر و هر تبریک را به بزرگی خودت در عددی که به بزرگی خودت هست ضرب کن به جای همه ی بی مهری ها و بی برادری ها.

آرزو می کنم که روزی بیاید که پدری برای ما پیدا شود که اهداف مشترک ما را به یادمان بیاورد و فقط باید به یادمان بیاورد که چه نسبتی با هم داریم و خودی کیست و دوست کیست؟!،و پدرانه ما را نسبت به هم مهربان کند و فضا را به گونه ای رقم زند که هرکس مشکلی داشت و عیبی داشت،طرد نشود و به او حسادت نشود و عیب و مشکل او،همچون عیب و مشکل شخصی ما باشد که باید حل شود و نه این که خود فرد منحل شود و اینگونه نباشد که هرکس زورش رسید،دیگری را حذف کند،فحش دهد و تهمت زند و هر چه بر اثر جولان و تشویش ذهنی به دست آورد را فریاد کند و بدتر از همه فکر کند که وظیفه و نقش تاریخی خویش را دارد رقم می زند.




نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


میزبان : ستاره بود

نگارنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :