تبلیغات
لیموسن - چرط و بهس
لیموسن
 
چهارشنبه 29 آذر 1391 :: نویسنده : ستاره بود
...نتیجه:

خانه که از پای بست ویران شد،صحبت از ایوان و در بند نقش بودن دردی را درمان نمی کند که هیچ،همه چیز را استند بای نگاه می دارد و فقط طرحی نو در انداختن را به تاخیر می اندازد و امید سراب گونه را تا بی نهایت تقویت می کند و آفتابه خرج لحیم است و همین می شود که بازار سرخاب و سنبل کردن و روده درازی در وصف و اثبات "هیچ ها" همیشه گرم است...



احمق است کسی که پیشینه ی هزاران ساله برایش کم است که تجربه کند و لال شود،و این قدر آب در هاون نکوبد و یاسین در گوش خر نخواند و بر عبث نپاید و آن قدر شروع زندگی آدم وارش را لفت ندهد که مجبور شود سال های باقی مانده را هم زمزمه کند که هاااای:"نازک آرای تن ساقه گلی که به جانش کشتم و به جان دادمش آب،ای دریغا! به برم می شکند"...





راحت به زندگی ادامه بده و از کاهی،کوهی نساز و بدان که این تو و ذهن توست که به هرچیز معنا می دهد و عمق ،تفکر و تخیل تو براساس اطلاعاتی که از محیط بر آن تحمیل می شود ارزش ها را رده بندی می کند و بدون اینکه حتی خودت بفهمی روبات وار به دوری اساطیری می دوراننت و همیشه آماده به خدمتی که هرجا به کارشان آمدی وارد عمل کنندت...




تو بگو به چی اعتقاد داری و تا چه حد ؟!،و اخلاق در تز فکری تو چیست!؟...تا من برایت بگویم که به چه مختصات جغرافیایی در این جهان تعلق داری!...تو از آب و هوای منطقه ای که داری نفس می کشی برایم بگو تا برایت از خلق و خویت و عقیده ات درباره ی زن و خانواده بگویم!...



آری به همین سادگیست،تو را تا کنون همه چیز و همه کس غیر از خودت تراش داده اند،هر طور که دلشان خواسته،تو را به کمک اجزای خودت و با خودت تراش داده اند،وقتی ابزارش با توست و از تو،دیگر ردی باقی نمی ماند و کنترل تو از داخل تو شروع می شود و همیشه خیال می کنی که خود تویی،و دیگر تفکیک هم نزدیک به محال می شود که تو کدامی و آن ها کدام؟!...



خیلی ذهنت را درگیر نکن،این ها که می گویم هم اگر خودت نفهمی و باز اجزای خائنت دخالت کنند،مزخرفی هستند مثل تمام مزخرفات عالم که دوره ای ذهنت را مشغول می کنند،ولی باز در خدمت اربابان گذشته باقی می مانند...



با هرچه که لمس کرده ای زندگی کن،نه با چیزها و وجودهایی که خیال می کنی لمسشان کرده ای که در زندگی احساس می کنی که نیروهایی هستند و مثلا پایت شکست کار او بوده و تنبیهت کرده که چرا امروز دل کسی را شکستی؟!،اگر پیچ خورد هشدار بوده از طرف او که چرا بدقولی کردی؟!،و اگر سالم ماندی،به خاطر آن پیرمردی بود که از خیابان رد کردی که البته آن قدر ذهن انسان قوی است که با حلوا حلوا گفتن دهانش شیرین می شود،ولی چه فایده که آخر این شیرینی ها هیچ می شود و ای دریغ از عمر رفته که دیگه بر نمی گرده...





یک بار بنشین روی این موضوع فکر کن که تمام اتفاقاتی که در جهان می افتد را گل سرخی در یکی از روستاهای مرزی ویتنام کنترل می کند و تمام هستی را او به وجود آورده،هیچ اتفاقی نمی افتد و آب از آب تکان نمی خورد،و تو یک روز پایت می شکند،یک روز سرطانت درمان می شود و یک روز پریود می شوی و یک روز عاشق و یک روز پدر و یک روز می میری و تمام این ها را هم به گل سرخ نسبت می دهی و روزی شاکری و روزی کافر و روزی غافل...





چیزی که وجودش و عدم وجودش محدود به ذهن تو و تجسمی که تخیل تو دارد و بزرگیش به دیالوگ ها و مونولوگ های تو بستگی دارد را بی خیال،خودت چه می خواهی؟!،وجود خودت را عشق است که هستی و ببین که چگونه بگا رفتیم؟!...



باقی مسایل این چنینی که دیگر تکلیفش روشن است،بحث هایی که هیچ گاه قرار نیست به نتیجه برسد،نه در پشت درهای بسته کاخ سیاه و ورسای و پاستور و سنا و مشروطه و کلیسا و ...با حضور نخبگان و از ما بهتران و نه در هیچ تاکسی و مناظره های عادلانه و ناعادلانه ای و نه با مکاتبه های محرمانه و آشکار و نه حتی در دادگاه های صحرایی و خیابانی و بین المللی و بی وکیل و با وکیل و با بصیرت و بی بصیرتی....




دلت را به شل کردن پیچ رعایت حجاب و تصویب رعایت حقوق همجنسگرایان خوش نکن،که اگر قرار باشد ادامه سواری گرفتن از من و تو منوط به این ها باشد،اینجا پاتایا می شود و آن جا سدوم سرزمین قوم لوط...


هرکسی حرفی عاقلانه دارد،حرفی که زندگی را روان تر و لذت بخش تر کند،حرفی که درستی آن را بتوان ثابت کرد و تاثیرش را با تمام وجود حس کرد،بداند یک مخلص این جا دارد،و هرکس با هر سواد و بیان و قلم و ...توهمات(هرچیزی که نشود اثباتش کرد و بر حلوا حلوا گفتن تاکید دارد) را با هر نیت خیر و خداپسندانه و شر و شیطانی که دارد بخواهد بچپاند در مغز ما بدبخت ها،بسته به میزان "جدی بودن" و "مهربان بودن" و "منطقی بودنش" حالم را به هم می زند،یعنی به میزانی که غلظت این سه در او و حرف هایش بیشتر باشد،متاسفانه حال به هم زن تر است...



رسما قاطی کردم،امین آباد کدوم طرفه؟!...












نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ


میزبان : ستاره بود

نگارنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :