تبلیغات
لیموسن - نبخش عزیز دلشکسته
لیموسن
بپوش پنجره را ای برهنه ! می ترسم که چشم شور ستاره ترا نظر بزند حسین منزوی
 
دوشنبه 9 تیر 1393 :: نویسنده : ستاره بود
چه صادقانه دوستم داشتی،نبخش برای دوست داشتنت،نبخش که رستم نبودم و هفت خان فتحت را،مرد پیمودن،نبخش که سرخ شد چشمان سیاهت از من،که نیافتی در من آنچه می خواستی،نفهمیدم آنچه از تو می خواستم تمام داشته ات بود،نبخش آشفتگی روزهایت را با من،و نبخش که محترم نبود برایم،آنچه می بافتی…



نبخشم که دلشکسته رفتی،فقط یک گور پدرش بگو و فراموش کن، که باز سفید سفید شود صفحه قلبت، که نمی ارزم به یادم باشی، چه به نفرت،چه به دوستی…




نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ

ای کاش وقتی که دنیات تاریکه،چشمم چراغت شه
ای کاش خاری که کردی توی چشمم تزیین باغت شه
انصافه حالا که یادم نمی افتی،یاد تو باشم من
اما مگه میشه یادت نباشم من،از هم نپاشم من
" داود جمالی "

میزبان : ستاره بود

...همبن چند وقت پیش
نگارنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :