تبلیغات
لیموسن - تقدیمی به من
لیموسن
بپوش پنجره را ای برهنه ! می ترسم که چشم شور ستاره ترا نظر بزند حسین منزوی
 
دوشنبه 1 شهریور 1395 :: نویسنده : ستاره بود
دوست عزیزی قابل دونستن و این شعر زیبا و متناسب با حال و هوای وبلاگ رو تقدیم بنده کردن؛ ضمن تشکر از آقای شعبانی به خاطر منتی که بر سر من گذاشتن، با افتخار این شعرو با اجازه ایشون تقدیم دوستان می کنم:

صدای هق هق باران هوای یک نفره
و جای خالی تو دست های یک نفره
تمام شهر پر از من که بی تو پرسه زدم
و اشکهای من از دردهای یک نفره
و خوب زیر گرفتی مرا که گربه شدم
کنار جاده ی بی انتهای یک نفره
شبی که سیب شدی و نچیدمت از خود
من آدمم که تویی آن حوای یک نفره
تو حس خوب کمی قبل و بعد طوفانی
تو شکل هق هق مردی صدای یک نفره
چقدر غصه کشیدم چه دودها خوردم
بدون آتش تختت فضای یک نفره
که التماس نکن قلب بی وفایش را
چقدر ضجه زده این گدای یک نفره
خدا الست مرا آفرید با تب او
و رفت و سوخت مرا آن دوای یک نفره

(شاهوشعبانی)




نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ

ای کاش وقتی که دنیات تاریکه،چشمم چراغت شه
ای کاش خاری که کردی توی چشمم تزیین باغت شه
انصافه حالا که یادم نمی افتی،یاد تو باشم من
اما مگه میشه یادت نباشم من،از هم نپاشم من
" داود جمالی "

میزبان : ستاره بود

نگارنده
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :